تبلیغات
دریای آبی تر از دریا
دریای آبی تر از دریا
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خوش آمدی از این که به ما سری زدید وشرمنده مان کردید ممنونم با گذاشتن پیام ما نیز به شما سری می زنیم

خاموش کردن کامپیوتر در یک زمان معین توسط ویندوز XP  (این جا کلیک کن)

تیکه های یک پسر بچه پیر ..........................................( اس   ام     اس)

اگه یه خودکار داشتی که فقط اندازه ی نوشتن ..........(اس  ام   اس)

لبخندهایش به حالت تعلیق .........................................(اس  ام   اس)

رنج تلخ است ولی .......

 رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم، برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند. طعم توفیق را می چشاند. و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است. در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میكند . "تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است . " تنها" بودن ، بودنی به نیمه است و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.

قشنگه تا آخرش بخون

پدرم این جوری بود وقتی من :

4 ساله كه بودم فكر می كردم پدرم هر كاری رو می تونه انجام بده .

5 ساله كه بودم فكر می كردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه .

6 ساله كه بودم فكر می كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه.

10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چیز با حالا كاملاً فرق داشت.

12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه كه بچگی هاش یادش بیاد.

14 ساله كه بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله .

16 ساله كه شدم دیدم خیلی نصیحت می كنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده .

18 ساله كه شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس كننده ای از رده خارجه

25 ساله كه شدم دیدم كه باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای كمی درباره این موضوع می دونه زیاد با این قضیه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره كرده و خیلی تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه كار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت !

روز پدر

با سلام

روز پدر را به همه پدران زحمت کش  تبریک می گویم

مردی دختر سه ساله ای داشت . روزی مرد به خانه امد و دید كه دخترش گران ترین كاغذ زرورق كتابخانه اورا برای آرایش یك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اینكه كاغذ زرورق گرانبهایش را یه هدر داده است تنبیه كرد و دخترك آن شب را با گریه به بستر رفت وخوابید . روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابرای هدیه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگی دخترش رابوسید و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب دید كه جعبه خالی است مرد بار دیگر عصبانی شد به دخترش گفت كه جعبه خالی هدیه نیست وباید چیزی درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خیره شد وبه او گفت كه نزدیك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه یكی از این بوسه ها را مصرف كند
می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش می گرفت درب آن جعبه راباز می كرد وبه طرز عجیبی آرام می شد. هدیه كار خود را كرده بود.

هدیه‌ای به پدر

پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبایی یک روز قشنگ بهاری است.

پدر، یاد تو مثل بی‌خیالی و راحتی یک روح سبکبال، در گردش یک روز خوش آب و هوای تابستانی است.

پدر، فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. پدر، امنیت در تو مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

پدر، کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

پدر، روح تو مثل آرامش و سکون، بعد از یک جابجایی مکان، از زمانی تا به ابدیت است.

پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست

ظهور مهدى (ع)

آثار انتظار ظهور مهدى (ع) 

 

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

درباره وبلاگ

با سلام از ورود شما به این وبلاگ خوشحالم.
امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنید
اگر دوست داری با هم بیشتر نزدیک بشیم حاظرم لینگ بدم ولینگ بگیرم
خدایا چنان کن سر انجام کار
که تو خوشنود باشی و ما رستگار

واین هم ......

دعای حضرت زهرا (س) :
پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده‌ای قانع کن که از آن چه از نعمت‌هایت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبت‌هایت پوشش بده و برای همیشه به من عافیت، دوری از امراض روحی و جسمی عنایت فرما. پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آنگاه که مرا از دنیا می‌بری. پروردگارا در جستجوی آنچه برایم در نظر نگرفته‌ای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برایم خواسته‌ای به آسانی و سهولت در اختیارم قرار ده. خدایا پاداش نیکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنین کن. پروردگارا مرا برای آنچه آفریده‌ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برایم شده‌ای، مشغولم مفرما. خدایا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می‌کنم. الهی مرا نزد خودم ذلیل و بی‌مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظیم فرما و اطاعت خویش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهیز از آنچه تو را به خشم می‌آورد را در همه امور به من الهام فرما.... ای مهربان ترین
مدیر وبلاگ : ali reza

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

************************ Bahar-20 بهاربیست

************************ الهه ناز